شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت
گفت اي عاشق ديوانه فراموش شوي
سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد
گفت طولي نكشد تو نيز خاموش شوي
.......................
بي اراده متولد مي شويم؛ با حسرت زندگي مي کنيم و با اندوه مي ميريم....و آنچه در آن فنا راه ندارد محبت خالصانه است پلکهای مرطوب مرا باور کن ، این باران نیست که میبارد ، صدای خسته ی من است آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من امده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان اوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد:
دوستت دارم
+ نوشته شده در دوشنبه 14 اسفند1385ساعت   توسط مریم
|
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری رد می شی بر می گرده و نگات می کنه بدون براش مهمی
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری میوفتی بر می گرده و با عجله می یاد سمتت بدون براش عزیزی
اگه یکی رو دیدی وقتی داری می خندی بر می گرده و نگات می کنه بدون واسش قشنگی
اگه یکی رو دیدی وقتی داری گریه می کنی بر می گرده و میاد باهات اشک می ریزه بدون دوست داره
اگه یکی رو دیدی وقتی داری با یکی دیگه حرف می زنی ترکت می کنه بدون عاشقته
اگه یکی رو دیدی وقتی داری ترکش می کنی برات فقط سکوت می کنه بدون دیوونته
اگه یکی رو دیدی که ازنبودنت داغون شده بدون براش همه چی بودی
اگه یکی رو دیدی که یه روز از بی تو بودن می ناله بدون بدونه تو می میره
اگه یکی رو دیدی که بعد رفتنت لباس سفید پوشیده بدون بدون تو مرده
اگه یه روز دیدیش که یه گوشه افتاده و یه پارچه سفید روش کشیدن بدون واسه خاطر تو مرده... خوش باشی تنها بهونه من....
+ نوشته شده در دوشنبه 14 اسفند1385ساعت   توسط مریم
|
زندگی یعنی مسیری رو به آب
زندگی یعنی نه بیداری نه خواب
زندگی یعنی سرای امتحان
زندگی یعنی در ان عاشق بمان
زندگی یعنی کمی و کاستی
زندگی یعنی دروغ و راستی
زندگی یعنی صفا ، مهر و وفا
زندگی یعنی ستم ، جور و جفا
زندگی یعنی سفر ، راهی دراز
زندگی یعنی جهانی رمز دار
زندگی یعنی مهی در پشت ابر
زندگی یعنی بلا و درد و صبر
زندگی یعنی دو روزی میهمان
زندگی یعنی فریب میزبان ...
............................
وقتي از همه چي خسته شدي وقتي حس مي کني همه درها به روت بسته شده وقتي دلت پر از غم و غصست تا جايي که مي توني دستات رو به طرف آسمون بلند کن و با تمام توانت بزن تو سرت



+ نوشته شده در دوشنبه 14 اسفند1385ساعت   توسط مریم
|
شما تحت تاثیر کدام رنگ هستید؟
قبل از هر چیزی، شما به طالع و بخت و اقبال چگونه نگاه می کنید؟
تا همین نزدیکی ها، هیچ گونه اعتقادی به طالع و تاثیر هستی بر سرنوشت شخص نبودم، ولی چند مدتی که این طالع بینی ها را خواندم و اونها را در مصداقهایی که در نظرم داشتم، لحاظ کردم، دیدم برخی نوشته های دقیقی هستند که بیراه نمی نویسند، لذا مصمم شدم که نکاتی که در مورد متولدین ماه های مختلف هست، بررسی و رعایت کنم، از این کار تا بحال ضرر ندیدم.
امروز اومدم سر میلدونی، دیدم مقاله ای رسیده برایم با تیتر "شما تحت تاثیر کدام رنگ هستید؟" یک کم که گشتم دیدم قبلا در یک وبلاگ درج شده که اون هم از مجله نسل برتر نقل کرده ولی برای مجله فوق سایتی پیدا نکردم تا لینکش رو بگذارم. خلاصه بد نبود این موضوع متولدین ماه ها و ارتباطشان با رنگ و شخصیتشان.
متولدین فروردین: سرخ
متولدین اردیبهشت: صورتی
متولدین خرداد: نقره ای
متولدین تیر: خاکستری
متولدین مرداد: طلایی
متولدین شهریور: نارنج
متولدین مهر: آبی
متولدین آبان: سفید
متولدین آذر: بنفش
متولدین دی: قهوه ای
متولدین بهمن: زرد
متولدین اسفند: سبز
متن کامل در ادامه
متولدین فروردین: سرخ
رنگ سرخ سبب شده تا متولدین فروردین به دفعات عصبانی شوند ولی به محض آن که شراره های خشم خاموش شد به سرعت تبدیل به آدم هایی شاد و بانشاط می شوند. متولدین فروردین افرادی آرمانگرا٬ مصمم و با اراده هستند و از احساسات گرایی خوششان نمی آید. هیچ کس نمی تواند مثل آنها قاطع و خشن باشد ولی در این حال کمتر کسی معصومیت و عاطفه آنها را دارد. آنها هرگز تحمل شکست را ندارند وبه گونه ای افراطی راجع به نتیجه نهایی هر چیز٬ از عشق گرفته تا مسابقه فوتبال٬ بسیار خوشبین هستند. آنها جنگجویان خوبی هستند و با مغز خود خیلی ماهرانه می جنگند. مخالفت دیگران و موانع و مشکلات برای آنها سرگرمی و مایه نشاط است و از آن لذت می برند. آنها هیچگاه منتظر موفقیت نمی نشینند بلکه با شتاب به سوی آن مید روند و به همین علت کمتر به دیگران وابسته اند.
متولدین اردیبهشت: صورتی
متولدین اردیبهشت خیلی به ندرت نگران می شود. هنگامی که کارها مطابق خواست او انجام نمی گیرد٬ اخم می کند اما عصبانی نمی شود! خویشتن داری و صبر از صفات ذاتی رنگ درونی اوست و به مدد همین خصوصیات کارهای خود را خیلی راحت انجام می دهد و چیزی نمی تواند مانع او شود. وفاداری و صداقت نسبت به خانواده و دوستان از صفات بارز اوست. همچنین به شجاعت و دلاوری او باید مدال طلا داد چرا که هیچکس مثل او نمی تواند این همه از خود مقاومت نشان دهد. ممکن است سمج و لجوج باشد ولی بردباری او مثال زدنی است.
متولدین خرداد: نقره ای
رنگ درونی متولدین خرداد آنها را به افرادی دلسوز٬ مهربان ٬ خونگرم و صادق تبدیل ساخته که حرکاتی سریع تر از بقیه ولی دلپذیر دارند. متولدین خرداد از کارهای یکنواخت و تکراری بدشان می آید و به همین علت کارهای روزانه باعث می شود که فکر کنند همچون پرنده ای در قفس اسیر شده اند. این افراد ذاتا بی قرار هستند و همواره در پی هیجان و تغییر و تنوع هستند و اگر در یک جا ثابت بمانند افسرده می شوند. آنها با مهارت های ذاتی خویش چنان در ذهن مخاطب طوفان به راه می اندازند که هیچ کس متوجه تغییر مسیر ذهن نمی شود و اینگونه است که می توانند به اسکیموها یخ بفروشند و به افراد بدبین رویا !
متولدین تیر : خاکستری
تیرگی رنگ درونی متولد تیر سبب می شود که گاهی اوقات بداخلاق شود. چنانچه از کسی ساعت را پرسیدید و با اخم جواب داد٬ یا در سر میز غذا از کسی نمکدان خواستید و با عصبانیت به شما پرخاش کرد احتمالا او یک متولد تیر است که دوباره دچار بدخلقی شده و از زمین و زمان بیزار است. در این حالت فکر نکنید که از دست شما عصبانی است بلکه او از دنیا ناامید شده است . این حالت او موقتی و گذراست و فورا به همان آدم دلنشین همیشگی تبدیل می شود. متولد تیر همچنین قوه تخیل پرقدرت خود را به خوبی تحت کنترل دارد و تمام حالات درونی خود و دیگران را فورا دریافت کرده و در حافظه قوی خود ثبت می کند.
متولدین مرداد: طلایی
رنگ درونی متولدین مرداد غروری شاهانه به او بخشیده به طوری که همیشه می تواند میزبان باشکوهی باشد. اوبه سختی می تواند حس برتری جویی خود بر دیگران کنترل کند و همواره رفتاری فخر فروشانه دارد او برعکس متولدین فرودین که اغلب سعی می کند از یک چاه خشک آب بیرون بکشد٬ انرژی خود را بیهوده تلف نمی کند و از همین رو یک سازمان دهند خوب است و به راحتی می تواند وظایف و اعمال خود را سامان دهد . هر گاه که از خودنمایی دست می کشد دستوراتی که صادر می کند بسیار موثر هستند .
متولدین شهریور : نارنج
ی
نخستین موضوعی که در مورد متولدین شهریور جلب توجه می کند آن است که وی طوری رفتار می کند که انگار مسأله مهمی درذهن خود دارد و او در تلاش است که آن را حل کند. یا گاهی اوقات احساس مبهمی به شما دست می دهد که انگار او از چیزی نگران است. این احتمال واقعاُ وجود دارد زیرا نگرانی برای او کاملاً طبیعی است و لبخند دلپذیر او همیشه مشکلات بزرگ او را مخفی می کند. این انسان کمال گرا را نمی توانید در محافل اجتماعی پیدا کنید. احتمال اینکه تا دیروقت شب در محیط کار او را بیابید بسیار بیشتر از آن است که در میهمانی او را ببینید!
متولدین مهر : آبی
رنگ آبی آسمانی فطرتی هنری به او بخشیده که از نور و موسیقی ملایم به شدت لذت می برد. تأثیر آرامش و هماهنگی بر سلامتی متولد مهر معجزه آساست. هنگامی که در بستر بیماری می افتد قرار گرفتن در محیط عاطفی و خواندن کتاب های دلپذیر تأثیر فوق العاده ای بر سرعت بهبود او خواهد گذاشت. متولد مهر در هنگام گفتگو با دیگران ابتدا تاجایی که می تواند وراجی می کند و بعد مشتاقانه به حرف های طرف مقابل خود گوش می دهد٬ در دعواهای دیگران همیشه نقش میانجی را بر عهده می گیرد و واضاع را آرام می کند و صلح و صفا برقرار می سازد.
متولدین آبان : سفید
چنانچه از یک متولد آبان بپرسید که می تواند به شما کمک کند یا نه٬ به سادگی می گوید: ((بله )) یا ((نه))! بنابراین اگر آدم احساس و زودرنجی هستید از او در هیچ موردی نظر خواهی نکنید زیرا او هر حقیقتی را رک و راست و بی رحمانه بر زبان می راند. درپاسخ هم می گوید که شما پرسیدید و او جواب داد. متولد آبان اصلاً اهل تملق گویی و دروغ بافی نیست یعنی منش خود را بالاتر از آن می داند که دست به چنین کاری بزند. بنابراین اگر شما در موردی تعریف کرد یقین داشته باشید که از صمیم قلب گفته و ارزش آن را بدانید.
متولدین آذر: بنفش
متولدین آذر اغلب اوقات شاد و خونگرم هستند. ولی هنگامی که از صمیمیت فطری آنها سوء استفاده شود آنگاه از کوره در می روند. عصیان علیه صاحبان قدرت و قوانین و مقررات دست و پاگیر در میان متولدین آذر شایع است. او هرگز از دعوا و در گیری فرار نمی کند و از کسی کمک نمی خواهد. همچنین متولدین آذر هرگز تحمل این را ندارد که کسی آنها را به ناذرستی و عدم صداقت متهم کند. یک اتهام غیر منصفانه و بیجا ممکن است خشم آنها را شعله ور کند٬ پس در نحوه بیان کلمات با متولدین آذر خوب دقت کنید چرا که آنها اول دست به عمل می زنند و بعد به عواقب آن می اندیشند
متولدین دی: قهوه ای
رنگ قهوه ای٬ عملگرایی متولد دی را نشان می دهد. او برای حکمرانی اصلاً احتیاج ندارد که به خودنمایی بپردازد و ترجیح می دهد که دیگران جلو باشند و او قدرت پشت صحنه بماند. البته گاهی متولد دی از یاد می برد که بلند پروازی و جاه طلبی خود را مخفی نماید و تا موقعی که رئیس گروه نشود٬ دست به کار نمی زند. به یاد داشته باشید که متولد دی همیشه به گونه ای رفتار می کند که تصور می کنید که مانند پر نرم و بی آزار است اما در حقیقیت مانند میخ محکم و کوبنده است .
متولدین بهمن: زرد
متولدین بهمن ترکیبی از خونسردی٬ عملگرایی و بی ثباتی هستند و به نظر می رسد که با افراد همدلی دارند و فقط با چند کلمه صحبت می توانند اضطراب آنها را کاهش داده و آرامشان کنند. این توانایی آنها احتمالاً به خاطر سیستم عصبی قوی و پرتوان آنهاست. متولدین بهمن معمولاً در انزوای خواصی فرو می روند و مردم معمولاً به درستی آنها را درک نمی کنند زیرا به خوبی نمی توانند با دنیای خیالی و آرمانی آنها ارتباط برقرار کنند. متولدین بهمن علیرغم آنکه دوستان زیادی در اطراف خود دارند ولی دوستان صمیمی و نزدیک چندانی ندارند .
متولدین اسفند: سبز
رنگ بخشنده فطرت آنها سبب شده تا اصولاً عاری از هر نوع حرص و طمع باشند. سرشت دلپذیر٬ جذاب و در عین حال تنبل متولدین اسفند شما را تحت تأثیر قرار می دهد. او نسبت به همه قید و بندهایی که محدود کننده هستند بی اعتناست به شرط آنکه آزادی خیال پردازی را از او نگیرند و بتواند بنا به خواست خود زندگی کند. او همچنین در مقابل توهین ها٬ تهمت ها و نظرات دیگران نیز بی تفاوت است٬ بنابراین خیلی به ندرت ممکن است عکس العمل شدیدی از او ببینید. البته فکر نکنید که کلاً آدمی بی خیال است زمانی که احساساتش جریحه دار شود با زیرکی خاص خود به نیش و کنایه می پردازد و طرف مقابل را مورد ریشخند و استهزاء قرار می دهد.
+ نوشته شده در دوشنبه 14 اسفند1385ساعت   توسط مریم
|

حال کنید
+ نوشته شده در پنجشنبه 26 بهمن1385ساعت   توسط مریم
|
+ نوشته شده در پنجشنبه 26 بهمن1385ساعت   توسط مریم
|
اینم یه عالمه عکس باحال .دیگه چی می خواین
عکس هر کسی رو که دوست دارید بگید تا بزارم
یه نظر هم بدید ضرر نمی کنید.
+ نوشته شده در پنجشنبه 26 بهمن1385ساعت   توسط مریم
|
بيادمون باشه که هيچکس رو اميدوار نکنيم بعد يکدفعه رهاش کنيم چون خرد ميشه ميشکنه و آهسته ميميره . يادمون باشه که قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم . يادمون باشه هيچوقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم ....
+ نوشته شده در جمعه 20 بهمن1385ساعت   توسط مریم
|
...به چشمات عادت بده هر چیزی رو نبینن....
.
.
.
چقدر عجیبه که تا مریض نشی کسی برات گل نمیاره...
تا گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه...
تا فریاد نکشی کسی به طرفت نمیاد...
تا قصد رفتن نکنی کسی دیدنت نیماد...
و تا وقتی نمیری کسی تو رو نمی بخشه...
.
.
.
هیچ کس نمی تونه به دلش یاد بده که نشکنه ولی حداقل می تونه یادش بده که وقتی شکست لبه ی تیزش دست اونی رو که شکسته نبره.
...نظر یادتون نره ...
بابا یه نظر دادن زیاد وقتتون رو نمی گیره
+ نوشته شده در دوشنبه 9 بهمن1385ساعت   توسط مریم
|
من غریبه دیروز آشنای امروز و فراموش شدهی فردایم پس در آشنایی امروز برایت مینویسم تا در جدایی فردا یادم کنی گرچه یادم نخواهی کرد چون فردا روز آشنایی با دیگران است
دست آورد حکومت اسلامی پس از 27 سال : 20میلیون نفر زیر خط فقر، 7 میلیون جوان بی كار، 4 میلیون نفر معتاد حرفه ای، 18 میلیون نفر معتاد غیر حرفه ای، 300 هزار زن تن فروش، 14 میلیون بیمار روانى، 600 هزار كودك كارگر زیر 15 سال، یک و نیم میلیون نفر محروم از تحصیل، 8 میلیون بی سواد، 180 هزار نابغه فرارى با 30 تریلیون و400 میلیارد تومان خسارت ناشى از فرارمغز ها، 253 هزار زندانی سیاسی، 40 هزار بیمار شناخته شده مبتلا به ایدز، سن بزهکاری زیر 10 سال،
جوک
بوش : اگر ۲ ساعت برق ژاپن برود ما در تکنولوژی از ژاپن پیشی میگیریم احمدی نژاد : اگر ۲ ساعت برق ما برود جمعیت ایران ۲ برابر میشود



+ نوشته شده در جمعه 29 دی1385ساعت   توسط مریم
|
+ نوشته شده در پنجشنبه 28 دی1385ساعت   توسط مریم
|
اینم یه شعر با حال مخصوص خانم هایی که با آقایون مشکل دارن
پسرا ژل مي زنن به اون موهاشون.......عينک مي زنن به اون
چشاشون اِوا خاک بر سراشون...ريمل مي زنن به اون چشاشون ...
ماتيک مي مالن به اون لباشون اِوا خاک بر سراشون ... کروات
مي زنن اون خوشکلاشون... واسه دوست دختراشون اِوا خاک بر
سراشون ... کلاسور مي زارن زير بغلاشون ...يک کت مي پوشن
قد باباشون... يه جفت کفش مي پوشن هرت براشون ... يکم ريش
مي زارن نوک چونه هاشون ... پرفوسور مي شن جون ننه هاشون
... اِوا خاک بر سراشون
+ نوشته شده در شنبه 23 دی1385ساعت   توسط مریم
|
مي روم از رفتنم تو شاد باش............
در عذاب رفتنم آزاد باش گر چه تو تنها تر از من مي روي....... آرزو دارم تو هم عاشق شوي
ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ
اشک در چشمان من درياي غم دارد...... ولي خنده بر لب مي زنم تا کس نداند درد من
ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ
اخرين بار که اورا ديدم گردنبند صليبي به او هديه کردم گفت:من که دوستت ندارم پس چرا به من هديه مي دهي!؟ گفتم:بر سر هر گوري صليبي مي نهند اين صليب را بر گردنت بالاي قلبت بياويز زيرا انجا گورستان عشق من است
ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ
عجب اين ثانيه ها نامردند...گفته بودند که برميگردند...ثانيه ها رفتند و بعد رفتنشان بي جهت اين عقربه ها مي گردند
ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ
هر کجا هستم، باشم به درک! من که بايد بروم! پنجره، فکر، هوا، عشق، زمين، مال خودت! من نمي دانم نان خشکي چه کم از مجري سيما دارد! تيپ را بايد زد! جور ديگر اما... کار را بايد جست. کار بايد خود پول. کار بايد کم و راحت باشد! فک و فاميل که هيچ... با همه مردم شهر پي کار بايد رفت! بهترين چيز اتاقي است که از دسته چک و پول پر است! پول را زير پل و مرکز شهر بايد جست! سيد خندان يه نفر! سوئيچم کو؟ چه کسي بود صدا کرد زورو؟
ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ
بچه بوديم دخترا عاشق عروسک بودن و پسرا عاشق مردهاي قوي ......بزرگ شديم دخترا عاشق مرداي قوي شدن و پسرا عاشق عروسکا
ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ
این هم یه سری شعر بود واسه اونایی که اهلشن.
....نظر یادتون نره....
+ نوشته شده در جمعه 22 دی1385ساعت   توسط مریم
|
نمی خاستم این مطلب رو بزارم تو وبلاگ ولی دیدم حیفه که نخونیدش.فقط ببخشید که یه کم توش حرف بد زده اما حتما بخونیدش که ضرر نمی کنید .آخه خیلی خوب گفته....
::...زندگی یعنی...::
زندگی یعنی جمع کردن کاغذ پاره.
وقتی به دنیا میای واسه اینکه با بقیه گوسفندای کدخدا* قاطی نشی، رو یه تیکه کاغذ پاره اسم خودت و بابا ننتو مینویسن که یجوری شناخته بشی و معلوم بشه کس و کارت کین و متعلق به کدوم آغُلی!
حالا دیگه همه چی به اونجای اوس کریم* مربوطه که تورو کجا بندازه و ورق پاره ای که اسمتو روش مینویسن مال کدوم خراب شده باشه. اگه خر شانس باشی و اوس کریم اون روز رو حال باشه میفتی یه جاهایی که بقیه به رنگ جلد کاغذ پارتم* حسودی میکنن و آرزوشونه که بیان تو آغلتون*!
اگرم که اوس کریم اون روز شاکی باشه و بهش نساخته باشه و با تفی که تو اون گِل مخصوص کرده حال نکرده باشه، دیگه فاتحتو بخون. اگه یه تَه مونده شانسی هم داشته باشی تو یه مملکت اسلامی میفتی! وگرنه که سر از شاخ آفریقا در میاری و قاطی باقالیا باید یه عمر زندگی کنی.
در هر دو صورت اون خوش شانسایی که گفتم، ورق کاغذ پاره شمارو واسه پاک کردن دَر کونشونم قبول ندارن و باید با فلاکت تو آغلی که هستی زندگی کنی و قاطی بقیه گوسفندا بشی و مثل اونا بشی، اگرم نخوای که دهن خودت صاف میشه و بس. تازه سگ گله هم ممکنه کونت بذاره.
یه مدتی میگذره و وقتی ۷ سال از تولدت گذشت تازه دردسرت شروع میشه.
باید بری و یه سری کاغذ پاره رو پشت سر هم جمع کنی تا از قافله عقب نمونی. به ترتیب مدارک ابتدایی و راهنمایی و دیپلم که جنس کاغذ این آخریه یه خورده کلفت تره و از بقیه کاغذ پاره هایی که تاحالا جمع کردی با ارزش تره. فقط بدیش اینه که موقع استفاده در توالت و بعد از ریدن کلفتیش یه خورده اذیت میکنه.
بعد از اون میری دنبال یه کاغذ پاره دیگه. کون و دهن و لنگ و پاچه رو بدون هیچ لذتی جـِــررررررر میدی که بری دانشگاه، میری و میای و واسه اون کاغذ پاره حتی تا اون سر طویله* هم میری و قاطی باقالیای پشت کوهی ۴-۵ سال عمر نازنین رو هدر میدی که آخرش بهت اون تیکه کاغذ پاره* رو بدن. اونم تازه با هزار تا منّت! وقتی گرفتیش یاد اووووون همه سال کون پارگی و اوووون همه خرج و … میفتی و میبینی که به درد پاک کردن همون کون پاره ایم که واست مونده نمیخوره. میبری و میندازیش کنار بقیه اون کاغذ پاره ها.
این وسط یه سری کاغذ پاره هم جمع کردی که کلکسیونت کامل تر بشه. مثل گواهینامه ماشین و خر و اَستر و … یه سری هم سر اونا کونتو خون میارن که آخرش اون کاغذ پاره ها نصیبت بشه و کلکسیونت کاملتر!
بعد از اینکه مدرکو ردیف کردی میری دنبال کار، اونم واسه اینکه کاغذ پاره های سبزی* که همه واسه جمع کردنش کون خودشون که هیچی کون بقیه رم واسش جر میدن رو بدست بیاری. هی جون میکنی و جون میکنی، هر کاری رو میکنی که بیشتر کاغذای سبز رو درو کنی.
بعدم واسه اینکه کلکسیونت کاملتر بشه با سبزایی که جمع کردی میری و یه سری ورق پاره دیگه ردیف میکنی! به اون ورق پاره ها میگن سند. انواع و اقسامشون رو جمع میکنی و واسه اینکار خودتو جر میدی.
بعد از یه مدت میبینی که به به چه خبره!! یه ورق پاره داری که مال آغُلته*، یه ورق پاره مال الاقی که سوارش میشی، یه ورق پاره واسه آغُل تابستونی، یه ورق پاره واسه آغُل زمستونی، یه ورق پاره واسه گوشکوبی* که دستته و … (تعداد این ورق پاره ها بسمت بینهایت میل میکنه.)
بعدم میری و یه گوسفند دیگه رو خَر میکنی و میاریش و تو یه تیکه ورق پاره سند جفتتون رو به نام هم میزنن و تا آخر عمر افساراتون رو میبندن بهم. بعدم سرمست از این ورق پاره ای که به دست آوردی با جفتت خرامان در دشت و دَمَن جفتک میندازی.
بعد از یه مدت هم (۹ماه بعد) تو صف ثبت احوالی که واسه توله هات همون ورق پاره کذائی رو بگیری و اونارم در عیش خودت سهیم کنی، اونام نمیدونن که تو چه چرخه احمقانه ای قراره گیر کنن!
بعدم تا آخر عمر جون میکنی و ورقای سبز رو روهم روهم میچینی که اهالی آغل در ناز و نعمت باشن.
آخرم میمیری و میندازنت تو یه سوراخ بوگندو که صفا کنی!
ورق پارتم سوراخ میکنن و میندازن جلوی سَـگا، دیگه نه تو وجود داری نه کاغذ پارت!!
(فرهنگ لغات)
کدخدا = خدا
اوس کریم = خدا
کاغذ پاره (در اینجای متن) = شناسنامه
آغُل (در اینجای متن) = کشور
طویله = ایران
کاغذ پاره (در اینجای متن) = لیسانس
کاغذ پاره های سبز = اسکناس هزاری منقّش به عکس آقا
آغُل (در اینجای متن) = خونه، ویلا
گوشکوب = موبایل
+ نوشته شده در جمعه 22 دی1385ساعت   توسط مریم
|
گریه هایم بی صداست
عشق من بی انتهاست
رد پای اشکهایم را بگیر
تا بدانی خانه ی عاشق کجاست

...................................................................................................
راز و رمز نام گلها
* گل سرخ = عشق آتشین مرا بپذیز
* گل میخک = قلبم را به تو تقدیم میکنم
* گل بنفشه = همیشه بیاد من باش
* گل مریم* = به پاک دامنی تو درود میفرستم
* گل شب بو = در شب مهتابی رویت را می بوسم






+ نوشته شده در جمعه 22 دی1385ساعت   توسط مریم
|
من مي خواستم تو به من عادت نکني ، من به تو عادت کردم
مي خواستم تو عاشقم نباشي ، من عاشقت شدم
مي خواستم من برات مثل بقيه باشم ، تو برام از همه مهم تر شدي
مي خواستم تو هيچ وقت سکوت نکني ، من سکوت کردم
ميخواستم هيچ وقت آزارم ندي ، خودم تا حد توانم آزارت دادم
ميخواستم با تو مثل گذشته ام عهد نبندم ، اما خودم سر عهد نبسته موندم
مي خواستم تا هميشه بهم خوبي کني ، من به تو بدي کردم
مي خواستم بري دنبال زندگيت ، اما تو همه زندگيم شدي
حالا به من بگو گناه من چيه ؟؟؟
تقديم به کسي که مرا با رفتارش شاعر کرد
+ نوشته شده در جمعه 22 دی1385ساعت   توسط مریم
|
دوست دارم نه به خاطر صداقتت
نه به خاطره شهامتت
نه به خاطره جسارتت
فقط به خاطره خود کسافتت



+ نوشته شده در جمعه 22 دی1385ساعت   توسط مریم
|